درسنامه آموزشی مطالعات فرهنگی کلاس دوازدهم انسانی
فصل سوم- درس 1: تداوم و پیوستگی فرهنگی ما ایرانیان
فرهنگ ایران از گذشتههای دور تاکنون
«تداوم فرهنگی» یا «پیوستگی فرهنگی» در یک کشور، به چه معناست؟ وجود تداوم فرهنگی، چه دستاوردها و پیامدهایی دارد؟
سرزمین ما ایران، یکی از تمدنهای کهن و از جوامع دیرپا و کهن جهان است که سابقه تمدنی آن به بیش از هفت هزار سال قبل میرسد و سکونتگاه نخستین انسانهای ابزارساز بوده است. اجداد ما، در قالب اقوام مختلف، از هزاران سال قبل، در این سرزمین زیستهاند و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود را داشتهاند. یکی از ویژگیهای مهم فرهنگی ما ایرانیان، که در بین ملل دیگر بهندرت همتا و مشابه دارد، استمرار فرهنگی یا «تداوم و پیوستگی فرهنگی» آن در طول تاریخ است.
«تداوم و پیوستگی» فرهنگ ایرانی به این معناست که برخی از ویژگیها و عناصر فرهنگ ایرانی در طول زمان حفظ شده و استمرار یافته و کمتر دچار تحولات بنیادی شده است.
فرهنگ ایرانی، در طول چندهزار سال گذشته، پایدار و منسجم باقیمانده و عناصر کلیدی و اصلی خود را در فراز و نشیبهای فراوان، حفظ کرده است. این فرهنگ از نسلی به نسل بعد منتقل شده و تا امروز، تداوم یافته است. بسیاری از آداب و رسوم امروز ما، ریشه در تاریخ چند هزار ساله ایران دارد و نیاکان ما هم، همانند آن عمل میکردند. بر این اساس، میان قدیمیترین نشانهها و آثار فرهنگی که در کاوشهای باستانشناسانه و مطالعات تاریخی بهدست آمده، و نیز میان آیینها و مراسم باقیمانده از گذشتههای دور، با عناصر فرهنگ کنونی ایرانیان، یک «پیوستگی» بارز و قابل اثبات، مشاهده میشود. این پیوستگی، نشان میدهد که بهرغم گسستهای سیاسی و تحولات عمیق در تاریخ این سرزمین، «فرهنگ ایرانی» دچار گسست نشده و سیر پیوسته و تکاملی خود را ادامه داده است.
تداوم و پیوستگی فرهنگی، به معنای عدم تغییر و تحول در فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ایران نیست. جامعه ایران، مانند همهٔ جوامع دیگر، تحتتأثیر شرایط محیطی، تهاجمات خارجی، تغییرات آب وهوایی، مهاجرتها و جابهجایی جمعیت، پدیدآمدن و از بین رفتن شهرها و زیستگاههای انسانی و ...همواره دچار تغییراتی بوده است. آمد و رفت دولتها و حکومتها با گرایشها و باورهای متفاوت و منافع خاص خود، باعث تحولات مهم در جامعه ایران شده است، اما آنچه در این میان ثابت مانده، عناصر اصلی فرهنگی و «روح جمعی» حاکم بر ایران است که «تداوم فرهنگی» را به اثبات میرساند. به بیان دیگر ما، در تاریخ طولانی خود، گسست سیاسی داشتهایم، اما گسست فرهنگی نداشتهایم.
یکی از عناصر مهم فرهنگ، زبان و ادبیات است که آرمانها، اهداف، باورها و رفتار مردم را متجلی و پایدار میسازد. پیوستگی فرهنگی سبب شده است تا زبان و ادبیات فارسی طی صدها سال، حفظ شده و اندک تغییراتی داشته است. به همین دلیل ما اشعار و ادبیات شاعران قرنهای قبل مانند رودکی یا فردوسی را به خوبی و راحتی درک کرده و با آن ارتباط برقرار میکنیم.
ابعاد تداوم و پیوستگی فرهنگی ما ایرانیان، محدود به مرزهای داخل کشور نیست بلکه حوزههای دیگر، مانند آسیای مرکزی، منطقه قفقاز، افغانستان و شبهجزیره هند را هم دربرگرفته است. از دیگر ویژگیهای نسبتاً ثابت فرهنگ ایرانی، باورها، اعتقادات، سبک زندگی و نحوه پوشش آنها است که در آثار مکتوب، سنگ نبشتهها، تصاویر و نقاشیهای باقیمانده از گذشته، قابل مشاهده است و تداوم فرهنگی را به خوبی نشان میدهد.
پیوستگی فرهنگی، باعث ثبات هویت ملی، تقویت خودباوری، انباشت و نگهداشت تجربیات فرهنگی و افزایش توانایی برای بهره بردن از سرمایههای ملی و انسانی شده است.
تحقیق و گفتگو کنید (صفحهٔ 73 کتاب درسی)
ابیات زیر از رودکی را کامل کنید و شباهت و تفاوت زبانی و معنایی آنها را با اشعار رایج امروز مشخص کنید:
- بوی جوی مولیان آید همی .........................
- زمانه، چون نگری سر به سر همه پند است .........................
بررسی و گفتگو کنید (صفحهٔ 74 کتاب درسی)
به نظر شما، آداب و رسوم عید نوروز، چه نقشی در پیوستگی فرهنگی اقوام ایرانی دارد؟ از این مراسم، چگونه میتوان برای تقویت پیوستگی با مردم سایر کشورهای حوزه تمدنی ایران، استفاده کرد؟
مراحل مهم تاریخ فرهنگی ایران
در درس تاریخ، با سیر تحولات تاریخی و «تاریخ سیاسی» ایران آشنا شدهاید. «تاریخ فرهنگی» ایران نیز دارای سیر تحول و ویژگیهای خاص خود است. با وجود یکپارچگی و پیوستگی فرهنگی ایران در طول تاریخ، چند دوران خاص در مسیر تحولات فرهنگی در این سرزمین، جایگاه برجسته و تعیین کننده دارند که شامل موارد زیر میباشند:
1- دوران پیش از اسلام
ویژگیهای فرهنگی ایران باستان، کدام است؟ همزیستی مسالمتآمیز اقوام و گروهها و مذاهب، در سرزمین پهناور ایران، چگونه بوده است؟ آیا پوشش و پوشیدگی زنان و مردان ایرانی، از آن زمان تاکنون استمرار یافته است؟
سرزمین کنونی ما بخش بزرگی از یک واحد جغرافیایی به نام فلات ایران است.
این سرزمین، با تنوع اقلیمی و زیستی خود، دارای وحدت و پیوستگی فرهنگی بوده است. مردمان ساکن در این منطقه، در دوران باستان، با بهرهمندی از نبوغ و خلاقیت خود، توانستند تمدن بزرگی را بیافرینند و خدمات فراوانی به بشریت عرضه کنند.
طبق اسناد تاریخی و به گواهی بسیاری از مورخان، نویسندگان و حتی مستشرقان منصف، فرهنگ ایرانی در این دوران از برجستگیهای ویژهای برخوردار بوده است و مردم ایران به لحاظ فرهنگی، علاقهمند به دانش، صلح دوست، اهل مدارا، هنردوست و راستگو بودهاند؛ بهگونهای که حتی مهاجمان و مهاجران به این سرزمین، پس از مدتی، تحتتأثیر فرهنگ ایرانی قرارگرفته و از پیروان آن شدهاند.
طراحی و احداث بنای عظیم تخت جمشید، برپایی تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن جیرفت در کرمان، بنای ارگ بم و... نشان از هوش، ذکاوت، دانش فنی و رشد فرهنگی ایرانیان دارد.
تحقیق کنید (صفحهٔ 75 کتاب درسی)
درباره «جندیشاپور» بهعنوان یکی از مراکز علمی و پزشکی ایران قدیم، تحقیق کنید و نتیجه را در کلاس گزارش دهید.
2- دوران اسلامی
اسلام چگونه وارد ایران شد؟ دلیل پذیرش اسلام، توسط اکثریت ایرانیان چه بود؟
پس از بعثت پیامبر اکرم (ص) و ابلاغ آخرین پیام الهی به جهانیان، ایرانیان نیز، مانند بسیاری از اقوام و گروهها، مشتاقانه و آزادانه اسلام را پذیرفتند. معارف اسالم و جاذبههای فرهنگی و اجتماعی آن، از جمله توحیدمحوری، عدالتخواهی و ظلمستیزی، صلحدوستی، رأفت و اخوت و تکریم شخصیت انسانی، با هویت ملی ایرانیان نزدیکی وهمخوانی داشت. تعالیم انساندوستانه و مترقّی اسلام از یک سو، و تبعیض طبقاتی و ظلم و بیعدالتی حاکم بر کشور از سوی دیگر، سبب شد تا ایرانیان با اشتیاق کامل، اسلام را بپذیرند. آنان بهتدریج و گامبهگام، به اسلام ایمان آوردند و در طول تاریخ از آن حفاظت و صیانت کردند.
استقبال از اسلام و پذیرش آیین جدید براساس روحیه حقیقتجویی، پیوندی عمیق و همیشگی بین عناصر فرهنگی اسلام با عناصر فرهنگی ایرانیان، برقرار کرده و باعث تداوم فرهنگی ایرانیان شده است. توحیدگرایی ایرانیان و تجارب کشورداری و تمدنسازی ایشان، پیوند این دو فرهنگ را تقویت کرد، بهگونهای که در این تعامل و ارتباط دوسویه،هم آموزههای متعالی اسلامی، فرهنگ و تمدن ایران را غنی ساخت و ارتقا بخشید و هم مسلمانان، با بهرهگیری از تجربیات و دستاوردهای عظیم فرهنگی و تمدنی ایران پیش از اسلام، تمدن اسلامی را شکوفا نمودند.
ایران در قرون طلایی تمدن اسلامی، کانون شکوفایی و رشد تمدن اسلام بوده است و دانشمندان و اندیشمندان بزرگی در رشتهها و حوزههای علمی مختلف، در این سرزمین ظهور کردند که از جمله آنان، ابونصر فارابی، محمدبن زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، ابنسینا، مولوی، حافظ، سعدی و بسیاری دیگر، شهرت جهانی دارند. آنان تلاش بسیاری در حفظ زبان فارسی بهعنوان عامل هویتبخش ایرانی داشتهاند و با استفاده از ظرفیت زبان عربی، برای غنیسازی و ارتقای آن کوشیدند و آن را به زبان دوم جهان اسلام تبدیل کردند.
افزون بر این، مسلمانان برای اداره و حفظ قلمرو خود، آیین مملکتداری و سازمانهای دیوانی را از ممالک متمدن، و بیش از همه از ایرانیان، فراگرفتند و برای کسب مهارت و فنون، به انتقال میراث تمدن کهن ایران پرداختند. این رویکرد، باعث تقویت بنیانهای تمدن نوپای اسلامی و احیای تمدن کهن ایران شد.
انتقال فرهنگ ایران از دوران ساسانی به دوران اسلامی، به یکباره روی نداد، بلکه طی مدتی طولانی و آرامآرام صورت گرفت. همین انتقال تدریجی، باعث شد شناخت ایرانیان از اسلام، براساس رفتار خشونتآمیز و عملکرد غیردینی برخی از مدعیان دین و یا تحت تأثیر تعصبات ناروای حاکمان اموی و عباسی، صورت نگیرد، بلکه ایرانیان، تعالیم اسلام را با تفکر و تحقیق و بررسی، از سرچشمه زلال آن، یعنی آیات قرآنی و معارف نبوی و اهلبیت به دست آوردند. به همین سبب، فرهیختگان ایرانی، افق دید و باورشان از اسلام، بسیار ژرفتر از دایرهٔ تنگ نظریهای خلفای اموی و عباسی بوده و از اینرو توانستند خدمات بسیار ارزندهای به جامعه اسلامی و جامعه جهانی عرضه کنند.
با پذیرش اسلام، پیوستگی فرهنگی ایرانیان، نه تنها تضعیف نشد، بلکه فرهنگ ایرانی بالنده و متعالی شد. این پیوستگی فرهنگی و نقش تأثیرگذار و تعیین کننده آن، به حدی است که امروزه سخن گفتن از تمدن اسلامی بدون نام ایران، امکانپذیر نیست، همچنان که فرهنگ ایرانی از تعالیم اسلامی و آموزههای وحیانی، جداییناپذیر است. در نتیجه، باید از خدمات متقابل ایران و اسلام سخن گفت. عناصر این دو فرهنگ، چنان در هم تنیده و آمیخته شدهاند که تفکیک آنها از هم و دوپاره کردن آنها، امکانپذیر نیست. ترکیب آنها با هم، یک کلّ واحد و منسجم را ساخته است، بهطوری که امروزه ما با یک فرهنگ و هویت در هم تنیده و یکپارچه روبهرو هستیم.
تحقیق کنید (صفحهٔ 77 کتاب درسی)
مرکز آموزشی «ربع رشیدی»، در چه زمانی و توسط چه کسی و در کجا ساخته شد؟ ویژگیهای علمی و فرهنگی آن چیست؟ تأکید اسلام بر علمآموزی و عمومی کردن دانش، چه تأثیری بر گسترش مراکز آموزشی داشته است؟
3- دوران جدید
ارتباطات و تعاملات فرهنگی ایرانیان با تمدن جدید غرب، از چه زمانی و چگونه آغاز شده است؟ این ارتباطات، چه پیامدهای فرهنگی، به همراه داشته است؟ اعزام دانشجو به غرب، در چه دورهای انجام شد؟
فرهنگ مدرن، پس از رنسانس در اروپا، با نفی فرهنگ سنتی رایج و براساس اندیشه «انسان محوری»، بهوجود آمد و دوران «مدرنیته» و «مدرنیسم» شکل گرفت. در گذر زمان، این فرهنگ ومبانی فلسفی و نظری آن، به همراه دستاوردهای عینی و مادی مدرن، به سایر کشورها از جمله ایران، منتقل شد و مبادلات فرهنگی غرب با دیگران، براساس اندیشه و فرهنگ جدید، آغاز شد.
پیشینه تعامل ایرانیان با «غرب جدید»، به دوره صفویه، در سدههای شانزدهم وهفدهم میلادی میرسد، اما اوج ورود مدرنیته به ایران، در دوره قاجار و پهلوی بوده است که در خلال آن، حکومت و برخی از روشنفکران، با خودباختگی کامل، و برتر دانستن فرهنگ غرب، سعی در پذیرش و الگوپذیری بیچون و چرا از آنان را داشتهاند.
آنها با وارد کردن صنایع و کالاهای غربی، در تلاش بودهاند تا ظواهری از فرهنگ غرب را نیز به کشور وارد کرده و حاکم نمایند. ضعف و انحطاط حکومتهای سیاسی در این دوره، ضعف فکری و فرهنگی را بههمراه داشت و با تضعیف «خودباوری ملی»، فرهنگ «غربگرایی» در کشور ترویج میشد.
تمدن جدید غرب، برای گسترش حوزه فرهنگی و تأمین منابع اقتصادی خویش، در تلاش بوده است با هجوم به سایر فرهنگها، فرهنگ «دیگران» را تضعیف و تخریب نماید و از این طریق فرهنگ «خود» را حاکم سازد. ایرانیان نیز مانند سایر کشورها، در معرض هجمههای فرهنگی غرب قرار گرفتند و نشانهها و نمودهایی از «خودبیگانگی فرهنگی» در کشور، آشکار شد. این خودباختگی در برابر فرهنگ مهاجم، زمینه گسست فرهنگی و از بین رفتن سرمایهها و میراث ارزشمند فرهنگی را بههمراه آورد. اما متفکران و اندیشمندانی مانند جلال آلاحمد، شهید مرتضی مطهری، دکتر علی شریعتی، و امام خمینی، بر این خودباختگی شوریدند و موجبات بیداری و هوشیاری جامعه را فراهم آوردند.
در این رویارویی فرهنگی، ایرانیان توانستند برخلاف بسیاری دیگر از ملتها و فرهنگها، جوهره و اصالت فرهنگی خویش را حفظ کنند و واکنش سازندهای نسبت به فرهنگ غرب داشته باشند. آنان با تکیه بر پیشینه تمدنی و فرهنگی خود، سعی کردند هوشمندانه و آگاهانه با تمدن جدید روبهرو شوند، به نحوی که مقهور و مرعوب آنان نشده، و برخی از عناصر فرهنگ غرب را که با فرهنگ بومی همخوانی و همسویی داشت به تدریج پذیرفتند و برخی دیگر را رد کردند. در نتیجه تداوم و پیوستگی فرهنگی خود را حفظ نمودند.
تحقیق کنید (صفحهٔ 79 کتاب درسی)
خودباوری فرهنگی به چه معناست؟ آثار و نشانههای آن کدام است؟ برای تقویت «خودباوری فرهنگی» چه باید کرد؟
4- دوران انقلاب اسلامی
عناصر اصلی شکلگیری انقلاب اسلامی کدام است؟
اعتقادات و باورهای فرهنگی مردم، چه نقشی در پیدایش و پیروزی انقلاب داشته است؟
ارزشهای انقلاب اسلامی چگونه میتواند پیوستگی فرهنگی و پویایی آن را تداوم بخشد؟
انقلاب اسلامی ایران، بهعنوان یکی از انقلابهای برجسته قرن بیستم، یک انقلاب فرهنگی است که ریشه در اعتقادات، باورها و ارزشهای مردم ایران دارد و از تعالیم آسمانی اسلام، سرچشمه گرفته است. پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی، و حضور گسترده و ایثارگرانه مردم، سرآغاز دوران جدیدی برای تقویت «خودباوری»، و بازگشت به ارزشها و باورهای فرهنگ توحیدی و در نهایت «تداوم فرهنگی» به حساب میآید.
از آنجا که در دوره پهلوی، اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی مردم، مورد هجوم حکومت و غربگرایان قرار میگرفت، در دوره انقلاب اسلامی، با بازگشت به خویش، تلاش میشود تا معارف و ارزشهای اسلامی در جامعه حاکم و هویت اسلامی و ایرانی مردم تقویت شود.
دشمنان انقلاب و مردم، با درک اهداف و پیامهای خداباورانه آن، از آغازین روزهای پیروزی، درصدد مخالفت با آن برآمدند و از تمام امکانات و ظرفیتهای خود، برای شکست و نابودی انقلاب اسلامی استفاده کردهاند. اوج این تهاجمها، در جنگ تحمیلی هشت ساله قابل مشاهده و مطالعه است که رژیم متجاوز صدام، به نمایندگی از امپریالیسم جهانی و با مشارکت و حمایت بسیاری از کشورها، با ارتشی مجهز و تجهیزات نظامی فراوان، به ایران حمله کرد. حمله صدام و حامیانش، صرفاً حمله به خاک ایران نبود، بلکه علاوه بر آن، به باورها، ارزشها و فرهنگ دینی و انقلابی مردم ایران حمله کردند. حضور آگاهانه و داوطلبانه مردم از تمام اقوام و گروهها در جبهههای نبرد و هوشیاری و حسن تدبیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مجاهدتها و از جان گذشتگی به یادماندنی رزمندگان، ایثارگران و شهدای گرانقدر و برخورداری آنان از روحیه خداباوری و دینمداری، سلحشوری، ظلمستیزی، وطندوستی، فتوت و غیرتمندی، باعث پیروزی لشکریان اسلام و حفظ هویت و پیوستگی فرهنگی شد. در این جنگ نابرابر، نه تنها یک وجب از خاک ایران عزیز در اشغال آنان باقی نماند، بلکه ارزشهای فرهنگی، تداوم یافت و «پیوستگی فرهنگی» تقویت شد.
صیانت از میراث فرهنگی
همانگونه که خواندیم، فرهنگ امروز ما، از گذشتههای بسیار دور، نسل به نسل، منتقل شده و بهعنوان «میراث فرهنگی» به ما رسیده است. در این مسیر طولانی و پرفراز و نشیب، نیاکان و اجداد ما، تلاشها، مجاهدتها و جانفشانیهای فراوانی کردهاند تا بتوانند از هویت ملی و فرهنگ اسلامی ایرانی خویش پاسداری کنند.
بسی رنج بـردم در این سال سی
عجم زنــده کــردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
کـه از بــاد و بـــاران نیابد گزند
فردوسی
گاهی مفهوم «میراث فرهنگی» تنها به بناها و آثار مشهود باقیمانده از گذشته گفته میشود؛ در صورتی که با توجه به تعاریف فرهنگ که قبلاً آموختهاید، «میراث فرهنگی» شامل تمام آثار باقیمانده از گذشتگان است که دارای ارزش فرهنگی هستند. این آثار میتواند دربرگیرنده آثار محسوس و ملموس (مانند بناهای باستانی، ظروف، مجسمهها و...) یا آثار نامحسوس و ناملموس (مانند آداب و رسوم، اعتقادات، سبک زندگی و ...) باشد که امروزه در زندگی ما جریان دارد. آنچه امروز، ازآثار فرهنگ محسوس میبینیم، دو برابر کل فرهنگ و مواریث فرهنگی، مانند قطعه یخی در اقیانوس است که تنها بخشی از آن دیده میشود، در حالیکه ریشههای ناپیدای فراوان دارد.
میراث فرهنگی، هویت و شخصیت جمعی یک ملت است؛ بنابراین، همگان در پاسداری و نگهداشت آن مسئولیت دارند. امروزه که فرهنگ خدامحور اسلام با فرهنگ انسانمحور غرب، رودرروی یکدیگر قرارگرفته اند، و نظام سلطه با بهرهگیری از تمام امکانات و ظرفیت خویش، درصدد گسترش و حاکمیت فرهنگ غرب در جهان بوده و با هجوم فرهنگی به جوامع دیگر، به تضعیف و نابودی سایر فرهنگها میاندیشد، لازم است با هوشیاری، از فرهنگ خودی (اعم از فرهنگ محسوس و غیر محسوس) صیانت کنیم، و امانتدار میراث گرانبهای فرهنگمان باشیم و آنرا به آیندگان تحویل دهیم.
«تداوم فرهنگی» وانتقال آن به آیندگان، نیازمند «خودباوری فرهنگی» و مسئولیتپذیری اجتماعی فردفرد ماست. حفظ سرزمین ما، درگروی حفظ فرهنگ است، و حفظ میراث فرهنگ غنی ملی ما، نیازمند آگاهی و هوشمندی و خودباوری جوانان این مرز و بوم است.

